تبليغاتX
ایران من
 
به نام خدا
ایران من
زکوچ جهان هیچ اگر دوست دارم تورا ای کهن بوم و بر دوست دارم
 

  چوب حراج 550 ميليوني بر اموال شاعر

در ميان بهت و ناباوري دوستداران احمد شاملو، دادورز شماره 5 اجراي احكام مدني كرج، وسايل شخصي احمد شاملو را براي فروش به مزايده گذاشت. ‌ اين مزايده با شكايت و در خواست پسر اين شاعر معاصر، سياوش شاملو صورت گرفته بود و سرانجام خود او نيز توانست با پيشنهاد 550 ميليون تومان برنده نهايي اين مزايده گردد. ‌

سياوش شاملو كه به وكالت از طرف سامان و ساقي شاملو و عليه ريتا اتانث سركيسيان و سيروس شاملو درخواست اين مزايده را داده بود درست پس از عقد قراردادي بين خود و آيدا سركيسيان اين كار را ‌كرد كه بر اساس آن وراث شاملو تا زمان مرگ آيدا سركيسيان حق هيچگونه دخل و تصرفي در اموال به جا مانده از احمد شاملو را نداشته و تنها پس از فوت همسر آن زنده ياد است كه مي‌توانستند محل سكونت آن دو را به موزه تبديل كنند. اين توافقنامه در تاريخ 27 آبان ماه سال گذشته بين آيدا و سياوش شاملو منعقد شده بود.

بر اساس يكي ديگر از بندهاي اين توافقنامه قرار بود سياوش شاملو شكايت خود را از دادگستري پس بگيرد اما ظاهرا بعد از گذشت هفت ماه سياوش شاملو به دليل اينكه مفاد قرارداد عملي نشده، دوباره اقدام مي‌كند و كار را به مزايده اموال شخصي پدرش مي‌كشاند. او در 17 ارديبهشت سال جاري با تقديم صورتجلسه به دادگاه تقاضاي تعقيب عمليات اجرايي را كرد و مزايده سرانجام در روز دوم تيرماه انجام گرفت. اين در حالي است كه به موجب ضوابط و مقررات قانوني و بر فرض صحت ادعاي سياوش شاملو به عدم انجام مفاد موافقتنامه كه يكي از شرايط اصلي اجراي آن فوت آيدا سركيسيان است! او بايد براساس وفق مقررات الزام او را به اجراي مفاد موافقتنامه در خواست مي‌كرد.

به هرحال و با وجود اينكه آيدا سركيسيان يك روز قبل از انجام مزايده دادخواست خود را به دادگاه تسليم نمود، با عدم موافقت قاضي پرونده با درخواست آيدا اين مزايده صورت گرفت. البته به گفته ع. پاشايي، دوستداران شاملو با شنيدن اين خبر آمادگي خود را براي خريد اين وسايل و بازگرداندن آن به خانه شاملو و همسرش اعلا‌م كرده بودند چنانكه غلا‌محسين سالم يكي از اين دوستداران با همين قصد در مزايده شركت كرد ولي سرانجام سياوش شاملو توانست برنده اين مزايده گردد. ‌

در بين وسايل به مزايده گذاشته شده جدا از اشياي نفيسي مثل مجسمه سر شاملو كار استاد مددي، تابلوي نقاشي كار ايران درودي، تابلوي نقاشي كار عليرضا اسپهبد، آب‌رنگ از صورت استاد شاملو و تابلوي كار استاد محصص، اموال بسيار شخصي مثل شال گردن و پالتوي مرحوم احمد شاملو، مايكروويو، ساعت مچي سيتي زن، انواع عينك طبي، ويلچر، كپسول اكسيژن تنفسي، پيپ، چوب سيگار، برس سر، زير سيگاري بلور و خودكار معمولي و ... به چشم مي‌خورد. ‌

از سوي ديگر به نظر مي‌رسد آثار هنري اهدا شده به احمد شاملو، مثل آثار استاد ايران درودي در واقع به خود اين هنرمندان تعلق دارد و تملك آنها از سوي سياوش شاملو مشكل قانوني دارد. ‌

سياوش شاملو مدعي است كه قصدش از بازپس‌گيري اموال شخصي پدرش به اين صورت تاسيس يك موزه به نام احمد شاملو است اما به اين سوال كه اين وسايل قرار است در كجا قرار بگيرند و او چه محلي را براي اين موزه در نظر گرفته پاسخ روشني نمي‌دهد. از سوي ديگر وكلا‌ي آيدا سركيسيان نيز درتلا‌شند تا با راهكارهاي قانوني جلوي از بين رفتن اموال شخصي و يادگارهاي احمد شاملو را بگيرند و نهايتا محل مسكوني فعلي آيدا سركيسيان را تبديل به موزه احمد شاملو كنند. سياوش شاملو در ابتداي جلسه مزايدهگفت تعهد مي‌دهد كه با اين اموال موزه احمد شاملو را تاسيس كند. ‌

حاشيه‌هايي بر حراج وسايل احمد شاملو

حراج وسايل شاملو در بي‌خبري رسانه‌ها برگزار شد، هر چند به نظر نمي‌رسيد اين كار آخرين راه حل باشد، اما اين روش صورت گرفته و اين بار به تاييد وكلا‌ انگار همه چيز قانوني پيش رفته است. هر چند طبق گفته <ع.پاشايي> دوست و وصي شاملو هنوز اين مساله ادامه دارد. وسايل شاملو به مبلغ 550 ميليون تومان به پسرش <سياوش شاملو> فروخته شده است. او مبلغ 50 ميليون تومان به عنوان وديعه قرار داده است تا ظرف يك ماه آينده بقيه پول را بدهد و وسايل را ببرد و از همان زمان هم برپايي موزه شاملو را دنبال كند. او تاكيد دارد كه خريد اين آثار براي برپايي موزه است.

وظيفه‌اي كه از نظر او و طبق يك تفاهمنامه بر عهده آيدا شاملو بوده و تاكنون عملي نشده است. هر چند ريتا آتانث سركيسيان (آيدا)، همسر احمد شاملو مي‌گويد: <در اين خانه وسايل شاملو را طوري كه هم بتوانم زندگي كنم و هم براي مردم يادگاري بماند، حفظ كردم. مدت‌ها است كه مردم مي‌آيند و وسايل او را مي‌بينند، عكس و فيلم مي‌گيرند. تا آنجا كه از دستم برآمده اين كار را انجام داده‌ام.>

هرچند سياوش شاملو در گفت‌وگو با رسانه‌هاي مختلف برپايي موزه را دليل اين امر دانسته اما به نظر مي‌رسد حرمت‌ها به خوبي در اين اتفاق رعايت نشده است. هر چند قرار نبوده اين اتفاق رخ دهد چرا كه طبق گفته سياوش اين پرونده سال قبل مختومه شد و پس از آن تفاهمنامه‌اي در اين‌باره نوشته شد كه موزه شاملو در اين مكان برپا شود. اما از طرف ديگر آيدا شاملو معتقد بوده است كه پس از مرگ او اين خانه موزه شود. بر اساس تفاهمنامه و موافقتنامه بين وراث احمد شاملو، اموال، وسايل و دارايي‌هاي شخصي اين شاعر در قالب موزه‌اي نگهداري مي‌شوند. در اين موافقتنامه، طرفين توافق كردند كليه اموال و دارايي‌هاي احمد شاملو به طور تمام و كمال متعلق به موزه اين شاعر است، كه به‌صورت شخصي و خانوادگي به زودي افتتاح خواهد شد. ‌

در بخشي از اين تفاهمنامه هم آمده بود: <توضيح اينكه اموال و اثاثه مذكور تا زمان حيات سركار خانم ريتا آتانث سركيسيان[ آيدا] و بعد از خانم سركيسيان در محل منزل ايشان مستقر خواهد بود و پس از خانم سركيسيان نيز از خانه فعلي فقط به صورت موزه بايد استفاده شود و مديريت آن با اولا‌د ذكور نسل به نسل اداره خواهد شد.>

ديروز خبرگزاري‌‌هاي مهر، فارس و ايسنا تعداد زيادي خبر و گفت‌وگو درباره اين اتفاق از طرفين ماجرا مخابره كرده بودند. هر كدام از طرفين هم به نكته‌اي اشاره مي‌كردند. ماجراي اين اختلا‌ف‌ها به سال‌ها قبل بازمي‌گردد. به طوري كه آيدا شاملو به فارس مي‌گويد: <مساله به قديم و سال‌ها پيش برمي‌گردد كه تصميم گرفتند وسايل شاملو را به همين صورت به يادگار نگه دارند و قرار بود اين خانه كه براي من است به همين صورت حفظ شود و در عوض پول اسباب و وسايل به پسران شاملو برسد كه دو نفر از آنها حرفي نداشتند و سياوش هم قبول كرد. تاكنون مبلغ زيادي پول به سياوش پرداخت كردم، با وجود اين، كار به اينجاها كشيد. من ليستي از وسايل به ايشان داده بودم و قرار بود وسايل شماره‌گذاري و ثبت رسمي شود تا در منزل شاملو به يادگار بماند. بارها تفاهمنامه نوشتيم و بارها هم به او پول دادم. مگر وسايل چقدر برآورد شده است همه آن وسايل 51 ميليون تومان برآورد شده است كه تاكنون بيش از 30 ميليون تومان به آنها پول دادم و گفتم كه هروقت كتاب‌هاي شاملو چاپ شد، بقيه پولشان هم مي‌دهم.> هرچند سياوش شاملو در گفت‌وگو با همين خبرگزاري تاكيد مي‌كند، مبلغي در اين‌باره دريافت نكرده است و مي‌گويد: <ايشان هيچ پولي به ما ندادند. اگر چيزي برداشت كرديم از حساب پدرمان بوده است! هنوز حساب‌هايي بين ما هست كه بسته نشده اما به زودي با آيدا تسويه‌حساب مالي خواهم كرد.>

يكي ديگر از موارد اختلا‌ف تعدادي از وسايل -تابلوهاي نقاشي متعلق ‌به ايران درودي و چند نقاش ديگر و تنديس شاملو ساخته مددي - كه به گفته يك طرف به صورت اماني در منزل شاملو بوده است و از نظر طرف ديگر دروغي بيش نيست. سياوش شاملو مي‌گويد: <هيچ چيزي نزد شاملو امانت نبوده، اينها دروغ محض است. اگر چيزي امانت مي‌بود، آنها بايد هنگام ابلا‌غ اعتراض مي‌كردند. آنها فقط مدعي هستند وگرنه اصلا‌ چنين چيزي نيست.>

به هر حال همه اميدوارند كه اين آثار و وسايل و لوازم در يك موزه نگهداري شود مانند موزه بسياري از بزرگان در خارج از كشور نه مانند ديگر اهالي ادب و هنرمان <نيما> و... از بين بروند و نابود شوند. سياوش شاملو در اين بين تاكيد دارد به محض اينكه وضعيت كتابخانه و دستنوشته‌هاي شاملو مشخص شود و از منزل خانم سركيسيان خارج شود، اقدام به تاسيس و راه‌اندازي موزه خواهد كرد.

او درباره رفتار سياوش شاملو مي‌گويد:< من در طول 47 سال آرام آرام هر چه بود را جمع كردم و فقط مي‌خواستم كه اينها يادگار بماند. در حضور دكتر لطفي و جاويد به آنها گفتم مي‌توانيد وسايل را ببريد و شما موزه درست كنيد. مساله من و تو نيست مهم اين است كه وسايل يادگار بماند. اول سياوش مي‌خنديد كه مگر مي‌شود خانه را موزه كرد. با اين حال بنده يك روز را بدون پيگيري كارهاي شاملو نمي‌گذرانم، چون اين را وظيفه خودم مي‌دانم
منبع روزنامه اعتماد ملی

نویسنده : شیدا | ساعت 14:53 روز دوشنبه سوم تیر 1387
| لینک ثابت

  دانشگاه زنجان تعطیلی بیانیه پشت بیانیه و اظهارات امام جمعه

بیا نیه  جمعی از اساتید دانشگاه زنجان در رابطه با حوادث اخیر
دانشگاه به عنوان حریم مقدس علم و دانش یکی از  عمده ترین  پایگاه های تربیت  و پرورش همه ارزش های والای انسانی  و معنایی است و رعایت  احترام همه آحاد  وابسته  به آن  از جمله دانشجو و استاد اصل اول  کار و زندگی در این محیط است و تا به حال هم  در این دانشگاه چیزی جز این نبوده و نیست و نخواهد بود.  
حوادث اخیر دانشگاه  زنجان  با طرح اتهاماتی اخلاقی  به یکی ازمسئولین  اجرایی آغاز شده است  و طبیعتاً  هر گونه قضاوت  اصولی و صحیح  در این باره   وهر  گونه  سوالی   درباره شفافیت،  اصالت  و کفایت استنادات ارائه شده،  برای طرح چنین اتهام سنگینی  بر عهده مراجع  ذیصلاح   خواهد بود. در این شرایط  اساتید  این دانشگاه نگرانند   از این که در فضای ملتهب تجمعات  و تظاهرات دانشجویی و درخواست ها  و شعارهای پرهیجان، حقایق،   دقیق و همه جانبه  منعکس نشوند و بسیاری از حریم ها ی  عرفیِ محیط های علمی   مخدوش شوند.   لذا اعلام می داریم از درخواست اصلی دانشجویان برای رسیدگی سریع ، جدی   و حقوقی  به موضوع در فضای آرام و منطقی یک  مرجع رسمی   و قانونی کاملاً حمایت می کنیم اما  به طور جدی  هم  نگرانیم  تا در مسیر امواج هیجانات  دانشجویی و گسترش شبهه ها  و شایعات ، احترام، عزت  وروابط سالم علمی، اخلاقی حاکم در فضای دانشگاه  و مابین استاد و دانشجو تحدید یا تحقیر شوند و این به ضرر همه  اقشار دانشگاهی خواهد بود.
   نکته دیگری که بر نگرانی ها می افزاید  نشر انواع  و اقسام  اکاذیب وشایعات وبهره برداری های فرصت طلبانه سیاسی از این  ماجرا در پایگاه های  اینترنتی است که خود بر تشنج و  مکدر  کردن  فضا ی معقول و منطقی  مورد نیاز می افزاید. علیهذا برای پیگیران حقایق اعلام می داریم که حقایق با آنچه در این پایگاه ها  ارائه می شود فاصله بسیار دارد و همه ماجرا به دور از قضاوت های عجولانه، همین  نکات مذکور  در این  سطور است.

بيانيه شوراي كاركنان در رابطه با حوادث اخير دانشگاه زنجان
دانشجوي مسلمان به عنوان قشر پيشرو و پيشتاز جامعه اسلامي در فضاي دانشگاه كه محل بالندگي فكري و تضارب آراء و عقايد و برخورد منطقي سلايق مي‌باشد رسالتي بس مهم و سنگين بر عهده دارد.
انتظار مي‌رفت دانشجويان در اين برهه زماني حساس كه تهديدات دشمنان داخلي و خارجي رنگ و بوي ديگري گرفته است با آگاهي و بينش سياسي بالاي خود و بدور از هرگونه غوغاسالاري و بدبين كردن آحاد جامعه و افكار عمومي به قداست محيط دانشگاه، طرح و رسيدگي به اين موضوع را به مراجع ذيصلاح قانوني و قضايي واگذار نموده و اجازه بهره‌برداري‌هاي سياسي توسط بيگانگان و نامحرمان به نظام و ايران اسلامي را ندهند.
شوراي كاركنان دانشگاه زنجان از دانشجويان بعنوان ميهمانان محيط دانشگاهي انتظار دارد كه مطالبات قانوني خود را از طريق مراجع ذيصلاح پيگيري نموده و به افراد فرصت‌طلب اجازه حاشيه‌سازي ندهند و نيز از مجموعه مديريت دانشگاه درخواست مي‌نمايد ضمن نظارت مستمر و آگاهانه خويش و با ايجاد محيط گفتمان، از بروز بحران در تمامي زمينه‌ها جلوگيري و با تدابير ويژه از هتك حرمت و ايجاد فضاي ناامن براي كاركنان شريف دانشگاه ممانعت به عمل آورند.

در پي بالا گرفتن اعتراضات دانشجويي، دانشگاه زنجان به تعطيلي كشيده شد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»،‌ اعتراض دانشجويان دانشگاه زنجان كه در امتحانات به سر مي‌برند،‌ با اشاره به آنچه هتك حرمت يکي از مسئولان اين دانشگاه به يك دختر دانشجو مي‌دانند، سبب شده تا اين دانشگاه به تعطيلي كشيده شود. 

دانشجويان معترض مدعي هستند، زماني كه اين دانشجو توسط كميته انضباطي دانشگاه احضار شده بود، اين مسئول دانشگاه خواستار رابطه با وي مي‌شود تا مشكل او را حل نمايد!
گويا دانشجوي دختر هنگام حضور در دفتر مسئول مذكور، ضبط صوت همراه داشته و همچنين دوستان دانشجوي وي نيز فيلمي تهيه كرده‌اند.
اكنون دانشگاه زنجان تعطيل شده و امتحانات نيز به تعويق افتاده است.
 
برنا، خبرگزاري سازمان ملي جوانان نيز در گزارشي آورده است: «تحصن دانشجويي دانشگاه زنجان که از عصر روز گذشته آغاز و تا امروز همچنان ادامه دارد، شب گذشته به درگيري دانشجويان تجمع کننده با مسئولان دانشگاه منجر شد.
 
در اين درگيري که بين دانشجويان معترض و رئيس دانشگاه صورت گرفت، دکتر نداف، رئيس دانشگاه، مجروح شد.  
 
از صبح امروز هم اين تحصن دوباره آغاز شد که دانشجويان پس از حرکت به سوي سازمان مرکزي دانشگاه، در ساختمان ورزش دانشگاه زنجان تجمع کرده‌اند.
 
دانشجويان همچنين خواستار عزل هيأت رئيسه و برکناري رئيس دانشگاه همچنين معاون دانشجويي فرهنگي و رئيس کميته انضباطي به طور مشخص شده‌اند».
 
ايسناي زنجان هم نوشت: دانشجويان معترض در اين تجمع خواستار بركناري مسؤول متخلف، استعفاي برخي از مسئولان دانشگاه و پاسخگويي صريح هيات رئيسه دانشگاه درباره حادثه اخير شدند.
 
دكتر عليرضا نداف، رئيس دانشگاه زنجان با حضور در جمع دانشجويان معترض، ضمن تشكر از هوشياري دانشجويان، اظهار كرد: دانشجو تا زماني كه در صحنه باشد، دانشگاه زنده است و اگر فسادي پيش بيايد در نطفه خفه مي‌كند. ما هميشه پشتيباني دانشجويان را براي از بين بردن هر گونه فسادي خواستار بوده‌ايم و بر نقش محوري آنها تاكيد كرده‌ايم.
وي ادامه داد: شما بايد قانون محور باشيد و آرامش خود را حفظ كنيد، ما به موضوع دقيقا رسيدگي مي‌كنيم و هيچ حقي ضايع نخواهد شد. ما در اين دانشگاه با هيچ كس تعارف نداريم با او مقابله كرده و هيچ ارفاقي قائل نخواهيم شد.
 
همچنين يكي از اعضاي شوراي صنفي دانشگاه زنجان در گفت‌وگو با ايسنا در بيان مواضع شوراي متحصنين درباره اين حادثه، با ابراز تاسف از حادثه اخير و قصد تعرض يكي از مسؤولان دانشگاه به يك دانشجو، خواستار مخفي ماندن هويت اين دانشجوي دختر، بركناري بي قيد و شرط فرد متخلف و استعفاي هيات رييسه دانشگاه زنجان و تعليق دو روزه امتحانات دانشگاه شد.
عدم برخورد با دانشجويان متحصن در طول تحصن و پس از آن، بررسي مجدد پرونده‌هاي كميته‌ انضباطي دانشگاه و عدم برخورد با تشكلهاي قانوني و نشريات دانشجويي برخي ديگر از مطالبات دانشجويان معترض است.
 
وي همچنين ضمن محكوم كردن برخورد فيزيكي برخي دانشجويان با رئيس دانشگاه، خاطر نشان ساخت: شوراي صنفي برخورد فيزيكي با رئيس دانشگاه را اشتباه دانسته و خواستار پيگيري درخواست‌هاي دانشجويان در فضايي آرام است.  


نماينده ولي فقيه و امام جمعه زنجان با تقبيح ماجراي دانشگاه زنجان و مسائل به وجود آمده پس از آن را مايه تاسف خواند.
 

به گزارش فارس محمد‌تقي واعظي امروز در خطبه‌هاي نماز جمعه اين شهر با اشاره به اينكه اين مسئله ننگين و شرم‌آور و دل آزار بود، گفت: من اين مسئله را به شدت تقبيح مي‌كنم.

وي با اشاره به اينكه اين واقع تلخ چرا اين قدر شيوع پيدا كرد، گفت: اين مسئله نه تنها در استان و كشور بلكه در همه جاي جهان شيوع پيدا كه موجب آبروريزي شد كه مايه تاسف است.

خطيب جمعه زنجان با اشاره به سالروز شهادت شهيد چمران گفت: سرداران ما امروز اسم و رسم سرداري را از شهيد چمران دارند، چرا كه امام سرداري را به شهيد چمران اعطا كرد.
وي با اشاره به اينكه شهيد چمران با خون خود موجب سرافرازي ميهن اسلامي شد، گفت: وي با رشادت خود پاوه را آزاد كرد و در راه دفاع از ميهن اسلامي به فيض شهادت نائل آمد.
واعظي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به سالروز تشكيل سازمان تبليغات اسلامي تصريح كرد: اين سازمان در استان و كشور ما باني خير و بركت بوده و كارهاي بزرگي را انجام داده است.

وي افزود: اميدواريم اين سازمان با توسعه كمي و كيفي خود بتواند در خدمت مردم و جوانان اين مرز و بوم باشد.

نماينده مردم استان زنجان در مجلس خبرگان با تبريك سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) گفت: حضرت فاطمه بركات زيادي براي ميهن ما داشته است كه يكي از اين بركات، مصادف شدن تولد حضرت امام (ره) با اين بانوي بزرگوار است.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با توصيه به بانوان ايران اسلامي براي تاسي و پيروي از اين بانوي گرامي اسلام اظهار داشت: بايد شما بانوان بزرگوار از زندگي اين بانوي بزرگ درس بگيريد و زندگي اين بزرگوار را الگوي زندگي خود قرار دهيد.

واعظي با اشاره به اينكه شما بانوان ايران اسلامي ارزش و شخصيت بزرگي داريد، تصريح كرد: مواظب باشيد تا گول تبليغات بيگانگان را در اين زمينه نخوريد.

وي با اشاره به اينكه آنها تلاش دارند با تبليغات نادرست خود بانوان ما را منحرف كنند، اذعان داشت: واقعيت زنان در جامعه غرب با باطن آن بسيار متفاوت است.
امام جمعه زنجان خاطرنشان كرد: آنها هيچ ارزشي براي زنان قائل نيستند و همه چيز فقط در حد تبليغ است.

نویسنده : شیدا | ساعت 12:28 روز شنبه یکم تیر 1387
| لینک ثابت

  ما همه سیبیم و دنیا یک سبد خاتمی با ماست با ما تا ابد

سید محمد خاتمی (زاده ۱۵ مهر ۱۳۲۲) پنجمین رئیس جمهور ایران بود که طی دو دوره بین سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ ریاست جمهوری ایران را بر عهده داشت. او به عنوان رئیس جمهوری اصلاح طلب به ریاست جمهوری انتخاب شد و روز انتخابش (۲ خرداد) به نامی برای جنبش اصلاح‌طلبی داخلی در ایران بدل شد. خاتمی در ضمن مبدع طرحی به نام «گفتگوی تمدن‌ها» بود که در سراسر جهان شهرت بسیاری یافت و با نام او شناخته می‌شود. سازمان ملل متحد نیز سال ۲۰۰۱ میلادی را بر اساس این طرح، سال گفتگوی تمدن‌ها نامگذاری کرد.

محمد خاتمی روز ۲۱ مهر ۱۳۲۲ در اردکان در استان یزد متولد شد. پدر او از روحانیون بنام بود و او نیز از نوجوانی به دروس حوزوی روی آورد و طلبه شد. خاتمی تحصیلات خود را در رشته کارشناسی فلسفه غرب در دانشگاه اصفهان ادامه داد و عضو هیأت مدیره انجمن اسلامی این دانشگاه بود.

در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹میلادی) از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و تحصیلات خود را تا سطح کارشناسی ارشد در رشته علوم‌تربیتی دانشگاه تهران ادامه داد. در سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱ میلادی)، او به قم بازگشت و دروس عالی حوزوی را تا درجه اجتهاد ادامه داد. در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹، با تایید دکتر بهشتی، امامت مرکز اسلامی هامبورگ را بر عهده داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و سقوط حکومت شاه و قدرت گرفتن جمهوری اسلامی، او در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و به عنوان نماینده مجلس از اردکان و میبد انتخاب شد. در سال ۱۳۶۰ به فرمان آیت‌الله خمینی به سرپرستی مؤسسه مطبوعاتی کیهان منصوب گردیدو سال بعد از آن در کابینه میر حسین موسوی، نخست وزیر وقت، به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب شد و همین سمت را در کابینه هاشمی رفسنجانی نیز به عهده داشت.

سید علی خامنه‌ای در اوائل دهه هفتاد ایدهٔ مبارزه با انچه وی تهاجم فرهنگی غرب می‌نامید را مطرح ساخت که توسط تمام نهاد های مختلف پیگیری شد، اما خاتمی با این دیدگاه کاملا موافق نبود. پس از مدتی اختلاف نظر بین خامنه‌ای و خاتمی و مقاومت وی در برابر بستن فضای مطبوعاتی و کاهش آزادی‌های فرهنگی، منجر به استعفای وی شد. انتشار طرحی در روی جلد مجله فاراد که وزارت اطلاعات آنرا کاریکاتور آیت‌الله خمینی می‌دانست، به همراه جو متشنج و اعتراضات پس از آن، از عوامل موثر در این استعفا بود.

او از آغاز دهه ۷۰ مشاور رئیس جمهور و رئیس کتابخانه ملی ایران بود و هم‌زمان در دوره‌های دانشگاهی مختلف، اندیشه سیاسی، فلسفه و اندیشه سیاسی در اسلام تدریس می‌کرد. در سال ۱۳۷۵ به فرمان رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله علی خامنه‌ای، به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمد.

دوران ریاست جمهوری

انتخاب او در ۲ خرداد ۱۳۷۶، دوره جدیدی در سیاست ایران بود و جنبشی که از دل این قضیه آغاز شد، معمولاً «جنبش دوم خرداد» نامیده می‌شود. این در ضمن اولین انتخابات رقابتی پس از پایان جنگ ایران و عراق بود. پیش از آن آقایان خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی تقریباً بدون هیچ رقابتی و با اکثریت قاطع به ریاست جمهوری انتخاب می‌شدند. خاتمی در سال ۱۳۸۰ و انتخابات ۱۸ خرداد نیز پس از حدس و گمانه‌های مختلفی در مورد عدم شرکتش، شرکت کرد. او علت شرکت خود را میل مردم می‌دانست و این که «نظر مردم بر نظر خودش ارجح است» و در ضمن در این که از مشکلات نمی‌ترسد و با گفتن «استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم » وارد عرصه انتخابات شد. در کنفرانس خبری که حضور خود را در عرصه انتخابات رسماً اعلام کرد، گفت : «حالا آمده‌ام، با تکیه بر همان عهد پیشین ...»

وقایع دوران ریاست جمهوری

دوره ریاست جمهوری خاتمی از سال‌های مهم تاریخ سیاسی ایران است و حاوی اتفاقات بسیاری بود. شعار جامعه مدنی که وی بعد ها از ان به‌عنوان برداشتی از مدینه النبی نام برد در کنار توسعه سیاسی از شعارهای اصلی وی بود. در همین راستا وی انتخابات شورا های شهر و روستا راکه علیرغم تصریح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، توسط دولت های قبل برگزار نشده بود برگزار کرد، و فعالیت های فرهنگی ، هنری و سیاسی در فضایی باز تر از دولت های قبل و بعد انجام شد، در عین حال جناح مقابل ضمن انتقادات پیاپی وزیر کشور او عبدالله نوری را که از مهره های اصلی کابینه بود با رای عدم اعتماد پس از استیضاح بر کنار کرد. مهاجرانی وزیر فرهنگ وی نیز یک بار استیضاح شد اما پس از دفاع از عملکرد خود توانست رای اعتماد مجدد بگیرد.

واقعه مهم دیگر کنفرانس برلین بود. در جریان این کنفرانس، نهاد هاینریش بل در آلمان از ۱۷ نفر از اصلاح طلبان، روزنامه نگاران و ملی-مذهبی ها از جمله اکبر گنجی، عزت الله سحابی، مهر انگیز کار، یوسفی اشکوری،علی افشاری ومحموددولت‌آبادی دعوت بعمل آورد. این کنفرانس آغاز ارتباط میان اصلاح طلبان داخل و اپوزیسیون خارج تلقی شد و مورد مخالفت تندروها در داخل و خارج قرار گرفت. در جریان سخنرانی ها اعضا حزب کمونیست کارگری ایران به اعتراضات شدید پرداخته و یکی از آنان خود را نیمه عریان کرد، از سویی تلوزیون دولتی ایران علیرغم مصادف بودن با ماه محرم ۲ شب پیاپی گزیده ۳۰ دقیقه ای از کنفرانس را پخش کرد و روزنامه های مخالف اصلاحات خواستار محاکمه آنان شدند. شرکت کنندگان در کنفرانس پس از بازگشت بازداشت شدند و ۲ هفته بعد توقیف گسترده روزنامه های اصلاح طلب توسط دادستانی و بازداشت برخی از روزنامه نگاران سرشناس آغاز گردید.

اما مهم‌ترین قضیه دوران حکومت خاتمی را می‌توان افشا و اعلام رسمی وجود «عوامل خودسر» در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که عامل «قتل‌های زنجیره‌ای» اعلام شدند، بود.این افشاگری به دستگیری یکی از سرشناسان وزارت اطلاعات به نام «سعید امامی» منجر شد. او بعدتر و طی یک واقعه مشکوک در زندان خودکشی کرد. در این واقعه نویسندگانی به طور سیستماتیک به قتل رسیدند از جمله داریوش و پروانه فروهر، مجمد جعفر پوینده و محمد مختاری. در سطح بین المللی، خاتمی با مطرح کردن طرح «گفتگوی تمدن‌ها» در سازمان ملل متحد، مطرح شد و او را به عنوان مبدع این نظریه می‌شناسند به تعبير خود وي براي دولت او هر 9 روز يك بحران ايجاد مي كردند

دور دوم ریاست جمهوری

خاتمی در دوره دوم ریاست جمهوری در ضمن تلاش بسیاری برای تصویب لوایح دوگانه اصلاح قانون انتخابات و تبیین اختیارات ریاست جمهوری داشت که بارها به جرم مغایرت با شرع و قانون اساسی توسط شورای نگهبان قانون اساسی رد شد. در اواخر دوران حکومت خاتمی، انتخابات مجلس هفتم برگزار شد که رد صلاحیت گسترده نامزدهای اصلاح طلب از سایر مشکلات او بود.

پس از ریاست جمهوری

خاتمی پس از پایان دوران ریاست جمهوری نیز فعالیت‌های خود را ادامه می‌دهد. او مؤسسه باران, بنیاد آزادی رشد و آبادانی ایران را تأسیس کرده‌است و مسؤولیت موسسه بین المللی گفتگوی تمدن‌ها را نیز به عهده دارد. از مجموعه اسناد و هدایای دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی "یادمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی " تاسیس شد . این یادمان بر اساس قانون به سازمان اسناد و کتابخانه ملی وابسته است . فعالیت یادمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد متوقف شد و ساختمان این یادمان در مجموعه سعد آباد که جزو بناهای دولتی است پلمب گردید . تلاش های سازمان اسناد و کتابخانه ملی برای باز گشایی این یادمان بی نتیجه بوده است .

سفر به آمریکا

پس از دریافت روادید ویزای ورود به آمریکا، برای رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران در اواخر ماه اوت سال ۲۰۰۶ برخی از خانواده‌های قربانیان کشتارهای سیاسی جمهوری اسلامی از جمله خانواده علی اکبر سعیدی سیرجانی، ادیب، پژوهشگر و نویسنده ایرانی از وی به عنوان رئیس سابق دولت جمهوری اسلامی در دادگاه‌های آمریکا اقامه دعوا و شکایت کردند. در داخل نیز عده‌ای از جمله فاطمه رجبی، همسر سخنگوی دولت احمدی نژاد، غلامحسین الهام، خاتمی را متهم به نوکری اجانب نموده و خواستار خلع لباس روحانیت از وی شد. محمد علی ابطحی هم در واکنش، این سخنان را ناشی از وحشت اصولگرایان از جریانی به نام «کابوس خاتمی» خواند.

سفر به بریتانیا

خاتمی در اواخر سال ۲۰۰۶، به دعوت چند نهاد و دانشگاه برای چند سخنرانی عازم بریتانیا شد.

او ابتدا به اسکاتلند رفت و در دانشگاه سنت اندروز در شهر سنت اندروز در منطقه فایف سخنرانی با عنوان «دوستی بدون مرز» ایراد کرد. پس از آن خاتمی در میان تشویق شدید حضار، دکترای افتخاری از این دانشگاه دریافت و مرکز ایران شناسی دانشگاه سنت اندروز را افتتاح کرد

هم‌زمان با استقبال مقامات و دانشجویان دانشگاه، تظاهراتی اعتراضی از طرف برخی گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی در بیرون سالن برگزار شد که خواهان دستگیری و محاکمه خاتمی به اتهام فعالیت‌های ضدانسانی و سرکوب مخالفان در دوره ریاست جمهوری‌اش بودند

خانواده و بستگان صاحب نام

پدر او روح الله خاتمی موسس مدرسه علمیه اردکان و امام جمعه شهر یزد است. همسر او زهره صادقی خواهر زادهٔ امام موسی صدر است. او از همسرش، دو دختر به نام‌های لیلا و نرگس و پسری به نام سید عمادالدین دارد. از سایر بستگان مشهور او می‌توان به برادرش محمدرضا خاتمی (از رهبران جبهه مشارکت) اشاره کرد. محمدرضا خاتمی در ضمن با نوه روح الله خمینی, زهرا اشراقی, ازدواج کرده‌است.


نویسنده : شیدا | ساعت 14:23 روز پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387
| لینک ثابت

  احمد باطبی به روایت ویکی پدیا

اَحمَد باطِبی از فعالان سیاسی و معروفترین دانشجو در میان زندانیان سیاسی در ایران است. وی برای سومین بار در وقایع هیجده تیر ۱۳۷۸ و کوی دانشگاه تهران دستگیر شد و بدلیل حضور در اعتراضات دانشجویی پس از فاجعه کوی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شد. بدلیل تصمیم نظام برای عدم پیگیری و محاکمه عاملان حمله به کوی دانشگاه در نیروی انتظامی،سپاه و انصار حزب الله و همچنین اعتراضات دانشجویان و نهادهای حقوق بشری حکم وی به پانزده سال حبس تقلیل یافت

پس از قرار گرفتن عکس معروف احمد باطبی در روی جلد مجله اکونومیست( عکاس:جمشید بایرامی) که وی را در حال بلند کردن لباس خونین دوست هم دانشگاهیش نشان می‌داد، وی به نماد جنبش دانشجویی تبدیل شد و برخورد شدید تری از سوی مقات قضایی ایران با وی صورت گرفت

خانواده وی نیز از تضییقات و تعرضات دستگاه اطلاعاتی و قضایی ایران در امام نماندند، از جمله دستگیری همسر وی سمیه بیناتو سانسور نام خواهر وی ماریلا باطبی قهرمان کاراته کشور.

وی بدلیل تحمل شکنجه و حبس در زندان سکته کرده و به وضعیت کما رفت و به بیماریهای مختلف مبتلا گردید. پزشک معالج وی دکتر حسام فیروزی نیز بدلیل مصاحبه با رسانه‌ها پیرامون وضعیت وی و بیماری‌هایی که او در زندان بدانها مبتلا شده‌است متهم به تبلیغ علیه نظام و محکوم به یکسال حبس قطعی شد

وی که آخرین زندانی سیاسی فاجعه ۱۸ تیر در زندانهای جمهوری اسلامی بود ، پس از تحمل ۹ سال زندان از مرخصی استعلاجی خود استفاده کرده و اردیبهشت ۱۳۸۷ایران را ترک کرد


نویسنده : شیدا | ساعت 13:59 روز یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
| لینک ثابت

   آرايش فشن در تهران ممنوع است!

 

رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران گفت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاه‌هاي سطح شهر بخشنامه منع پيرايش غربي و فشن مردان و همچنين برداشتن ابروي پسران را دريافت کرده اند البته شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد.   

به گزارش رجانيوز به نقل از برنا، به تازگي بخشنامه اي از سوي اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه در پايتخت ابلاغ شده است که بنابر آن تمامي آرايشگران را، از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران منع مي‌کند.

نصيري، رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران در گفتگو با خبرنگار ما با تائيد ابلاغ اين بخشنامه گفت: به دنبال اجراي طرح امنيت اجتماعي، نيروي پليس شهر تهران از مجمع صنفي آرايشگاه هاي مردانه تعهدنامه اي گرفته است تا ديگر مدل هاي نامناسب را به مشتري ها عرضه نکند.

گفته نصيري در حالي است که امروز در بسياري از آرايشگاه‌هاي مردانه مدل هاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر عرضه مي شوند و مشتري ها نيز معمولا به خواست خودشان و با رضايت از اين مدل ها استقبال مي کنند!

 نصيري در ادامه اظهار داشت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاه‌هاي سطح شهر اين بخشنامه را دريافت کرده اند و شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد.

 رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران همچنين با اعلام قيمت يک پيرايش ساده براي مردان اظهار کرد: اتحاديه بالاترين قيمت يک پيرايش ساده براي آقايان را 1800 تا دو هزار تومان اعلام کرده است؛ اما اگر پيرايش مردان به همراه شستشو و خشک کردن مو همراه باشد اين ميزان تا سقف 4 هزار تومان نيز افزايش مي يابد اما قطعا نبايد آرايشگران از اين ميزان مبلغ بيشتري را دريافت کنند.

اين در حالي است که حميد آدرسي يکي از آرايشگران مرد در گفت و گو با خبرنگار برنا درباره قيمت پيرايش در تهران مي‌گويد: قيمت اصلاح آقايان در "نازل‌ترين شکل" دو هزار تومان است اما اين مبلغ تا سقف بي‌نهايت مي‌تواند پيش برود به طوري که امروز در برخي آرايشگاه‌هاي بالاي شهر آرايشگران از مشتري تا مبلغ 60 و يا 70 هزار تومان نيز دستمزد دريافت مي‌کنند.

 وي درباره بالا بودن هزينه پيرايش در بالاي شهر اضافه مي‌کند: علت اين مسئله واضح است، آرايشگر مبلغ بيشتري براي تهيه مغازه‌اش پرداخته است و بايد اين مبلغ را از جايي تامين کند و از طرفي در اين آرايشگاه‌ها معمولا مشتري عکس خود را به آرايشگر مي‌دهد و سپس با اسکن آن در کامپيوتر ِ آرايشگاه، مدل‌هاي مختلف روي سرش امتحان مي‌شود و بعد مشتري بهترين مدلي را مورد دلخواهش است، انتخاب مي‌کند و از آرايشگر مي‌خواهد تا موهايش را به همان شکل کوتاه کند؛ آرايشگر تقريبا مبلغي بالغ بر 10 هزار تومان -کمترين قيمت آن- از مشتري براي همين تعيين مدل دريافت مي‌کند.

 

وي در ادامه اظهار داشت: قيمت‌هاي بالا دليل بر ارائه کار بهتر نيست بلکه در بيشتر موارد براي محل آرايشگاه و تامين هزينه‌اي است که صاحب ملک صرف دکوراسيون آرايشگاه خود کرده است.

 


نویسنده : شیدا | ساعت 13:54 روز یکشنبه دوازدهم خرداد 1387
| لینک ثابت

  محمدرضا خاتمی: درباره مراسم خواستگاری دخترم دروغ گفتند

زهرا اشراقی: آقای احمدی نژاد رئیس جمهور هستند و من هم اگر رئیس جمهور بودم ، همین کار را می کردم، اما قطعاً اجازه نمی دادم این مراسم از اخبار پخش شود.

عصرایران - محمدرضا خاتمی و زهرا اشراقی درباره ازدواج دخترشان با پسر خرازی و اخباری که در این باره در برخی رسانه ها منتشر شده است ، توضیحاتی دادند.
به گزارش عصرایران ، آنان در گفت و گو با "رویش" ، ضمن تکذیب برگزاری مراسم عروسی آنچنانی برای فرزندشان ، درباره مراسم ازدواج پسر احمدی نژاد و دختر رحیم مشایی ، عروسی فرزند سیدمحمد خاتمی ، نوه های امام و فرزندان هاشمی رفسنجانی نیز اظهار نظر کردند:

آقای خاتمی ! سایتهای مختلف نوشتند که شما برای عروسی دخترتان خیلی خرج کرده اید ،درست است؟

دکتر خاتمی: والا ما خرج نکرده ایم ،خانواده داماد خرج کرده اند! ما از سیاست یاد گرفته ایم  جایی نخوابیم که آب زیرمان برود!
بنابراین در مجلس عروسیمان همه بودند. از چپ ترین تا راست ترین حضور داشتند.
از بیت رهبری ،مسئولین دولت آقای احمدی نژاد،آقای ناطق نوری (که من ارادت خاصی به ایشان دارم واز دوستان خوب ما هستند)،روحانیون،دانشگاهیان،مشارکتی ها ،مؤتلفه و...در این عروسی حضور داشتند.

ما خیلی آشکار وشفاف مراسم مان را برگزار کردیم و همه کسانی که در آن مراسم بودند شهادت می دهند که یک مراسم معمولی در سطح شأن خانوادگی ما بود.اما هم ما خانواده بزرگی داریم ، هم آقای خرازی. در نتیجه تعداد زیاد بود ، اما مراسمی که برگزار شد معمولی بود.

عروسی پسر آقای احمدی نژاد با دختر آقای مشایی که به تازگی برگزار شد، بسیار ساده ودور از هر تکلفی بود که شبهه ساز باشد. ولی شما این کار را نکردید.

خانم اشراقی: آقای احمدی نژاد رئیس جمهور هستند و من هم اگر رئیس جمهور بودم ،همین کار را می کردم، اما قطعاُ اجازه نمی دادم که این مراسم از اخبار پخش شود.

عروسی دختر آقای رفسنجانی به همین سادگی برگزار شد.عروسی نوه های امام (ره) ودختر آقای خاتمی از این ساده تر بود،با توجه به اینکه هیچ کدام را در تلویزیون نشان ندادند. ضمناً اگر آقای احمدی نژاد که با شعار سادگی وساده زیستی آمده اند، کاری غیر ازاین می کردند ، جای حرف وبحث داشت.

تازه ما هم خرج عروسی را ندادیم.ولی اگر می دادیم از پول پزشکی شوهرم بود نه ریاست جمهوری.

چه ایرادی دارد مردم ببینند مراسم عروسی پسر رئیس جمهورشان ساده برگزار شده؟

دکتر خاتمی: ایرادی ندارد،اصولاُولیمه دادن، جشن گرفتن وخانواده ها را دور هم جمع کردن که چیز بدی نیست.اما من فکر می کنم یک سری اصول و آرمانهایی وجود دارد که در موردشان بد تبلیغ کرده ایم. اسراف وتجمل امری ناپسند است، اما صله رحم ودور هم جمع شدن و ولیمه دادن چیز بدی نیست.

پس در عروسی دختر شما تجملات نبوده؟

دکتر خاتمی: به هیچ وجه نبود. همان طور که گفتم ، از همه جناح ها و گروه ها در عروسی دخترم حضور داشتند و از نزدیک این مساله را دیدند . اما سر و صدایی که شد ، بیشتر مربوط به مراسم خواستگاری بودکه در ان 15 - 16 نفر از خانم های دو خانواده در خانه مادر خانم اشراقی جمع شدند.

این مراسم به مراتب ساده تر از مراسم عروسی بود اما گفتند ماشین های دولتی ردیف شده بودند که بعداً هم معلوم شد ماشین ها مال کس دیگری بوده . آنهایی که این خبر را به سایت ها داده بودند ، مستقیم و غیر مستقیم از من عذرخواهی کردند اما انصاف این را نداشتند که واقعیت را در همان سایت ها علنی بنویسند .

در این ازدواج ها که به اصطلاح ازدواج سیاسی وحزبی نامیده می شود ،روابط عاطفی بین یک زوج چه نقشی دارد؟مثلاُدختر شما علاقه مند بود با پسر آقای
خرازی ازدواج کند یا این که نه،به تکلیف خانوادگی وسیاسی این دو نفر زیر یک سقف رفتند؟

خانم اشراقی: ارتباط ما با خانواده آقای خرازی به سیاست ربطی ندارد. ایشان دوست چندین ساله ما هستند و بچه های ما با هم بزرگ شده اند.من می توانم به جرأت بگویم پسرآقای خرازی خیلی عاشق فاطمه بود .منتهی من دوست نداشتم دخترم در سن پایین ازدواج کند و می گفتم باید درسش تمام شود. اصلاُ هم دوست نداشتم که دخترم بگوید این پسرتحصیلاتش خوب است،از لحاظ مالی وضعیت مناسبی دارد و به همین خاطر قبول می کنم.دوست داشتم دخترم با عشق ازدواج کند، چون خیلی به این موضوع علاقه دارم.

این اتفاق افتاد و دخترم با عشق وعلاقه ازدواج کرد و گرنه من محال بود اجاره بدهم سرسفره عقد بنشیند.

دکترخاتمی: فاطمه خواستگارهای زیادی داشت از جمله فرزندان کسانی که از لحاظ موقعیت سیاسی واجتماعی و مالی،درمقامهای خیلی بالاتر از آقای خرازی بودند.از لحظه ای که ایشان ابراز علاقه کردند،تا برپایی مراسم چهارسال طول کشید و دراین مدت برای بچه ها فرصتی فراهم شدکه همدیگر را بیشتر بشناسند و با روحیات،اخلاق وخانواده های هم آشناتر شوند.



نویسنده : شیدا | ساعت 12:49 روز چهارشنبه هشتم خرداد 1387
| لینک ثابت

  شخصیت شناسی از روی دستها و ناخنها


دستهایی که به اين لباس آراسته نمی آید. ورونيک هندرسون که از روی دستان يک نفر، شخصیت و شغل صاحب آنها را حدس می زند، می گويد که این دستها که ناخنهای آن جويده شده از آن کسی است که تحت فشار روحی است. 

صاحب این دستها گوردون براون، نخست وزیر بریتانیاست. "بی بی سی" از ورونیک خواست که از روی دستها چند نفر از خواننده های بی بی سی شخصیت و شغل صاحب آنها را حدس بزند.

 


نویسنده : شیدا | ساعت 14:14 روز سه شنبه هفتم خرداد 1387
| لینک ثابت

  من و دوم خرداد 76

۱۱ سال پیش دانش آموز سال سوم دبیرستان بودم که انتخابات ریاست جمهوری شده بود حرف اول و دغدغه های آن روزهای مردمی که غم نان داشتند ... غم آب ... غم زندگی ...

دغدغه ی بی شمار زندگی بی سامان

آن روزها در مازندران همه جا صحبت از ناطق نوری ... مرد مازندرانی جناح راست به اصطلاح اصول گرا بود  ...

چه خاطره هایی از آن روزها در ذهنم مانده و الآن مثل آن روزها خنده و شور و هیجان

مثل آن روزها کری خواندن و عاشق بودن و روزها را نصفه و نیمه به شب رساندن

ما همه سیب بودیم و دنیا یک سبد

تا خاتمی با ما باشد با ما تا ابد

چه روزهای قشنگی ... ولی حیف که زود گذشت

و ناگهان ... چقدر زود گذشت ؟!!!

 

 


نویسنده : شیدا | ساعت 7:20 روز پنجشنبه دوم خرداد 1387
| لینک ثابت

  مجموعه میراث جهانی پاسارگاد - قسمت اول-

تصویر:Pasargad citadel.jpg

سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بوده‌است. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایهٔ سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقه‌ای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزی‌های دیگری چون غلبه بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی بعداً توسط پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) تحکیم و گسترش یافت. از کوروش در انجیل به عنوان آزادی‌دهندهٔ بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شده‌است.

در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را تسخیر کرد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسله‌ای باقی ماند. به گفتهٔ نویسندگان باستانی، مانند هرودوت و آریان (گزنفوناسکندر آرامگاه کوروش را محترم شمرده و آن را بازسازی نمود.

در دوره‌های بعدی، از تل تخت هم چنان به‌عنوان یک دژ بهره‌برداری می‌شد، حال آن که کاخ‌ها متروک شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سدهٔ هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده می‌شد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سدهٔ دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سدهٔ چهاردهم از آن استفاده می‌شد. این محوطه توسط مسافرین طی سده‌ها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته‌است.

طبق نوشته‌های هرودوت ، هخامنشيان از طايفهٔ پاسارگاديان بوده‌اند كه در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسلهٔ آنها هخامنش بوده‌است.‌ نامدارترين رئيس اتحاديه قبائل پارس در نيمه قرن ٧ پ م چيش پيش دوم است كه تا سال 640 پ م رياست قبائل پارس را در دست داشت. او چيش پيش پور كوروش پور كمبوجيه پور چيش پيش پور هخامنش بود، كه همه شان رؤسای قبائل پارس بودند. اگر برای هر كدام از اينها حدود ٤٠ سال در نظر بگيريم، ميتوان گفت كه در زمانی كه پارسها در منطقهٔ پارسوای مذكور در سند آشوری (يعني سال 834 پ م ) اقامت داشته‌اند، رياستشان در دست هخامنش بوده است.

هخامنشيان نام دودمانی پادشاهی در ايران پيش از اسلام است. پادشاهان اين دودمان از پارسيان بودند و تبار خود را به « هخامنش» می رساندند كه سركرده طايفهٔ پاسارگاد از طايفه های پارسيان بوده‌است. هخامنشيان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شكستی كه كوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح ليديه و بابل پادشاهی هخامنشيان تبديل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اينرو كوروش بزرگ را بنيانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسيدن پارسی‌ها و سلسلهٔ هخامنشی (550-330 قبل از ميلاد) يكی از وقايع مهم تاريخ قديم است. اينان دولتي تأسيس كردند كه دنيای قديم را به استثنای دو سوم يونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستين امپراتوری تاريخ جهان می‌دانند. مهم‌ترين سنگ نوشتهٔ هخامنشی از نظر تاريخی و نيز بلندترين آنها، سنگ نبشتهٔ بيستون بر ديواره كوه بيستون است. سنگ نوشتهٔ بيستون بسياری از رويدادها و كارهای داريوش اول را در نخستين سال‌های حكمرانی‌اش كه مشكل‌ترين سال‌ها حكومت وی نيز بود. به طور دقيق روايت می‌كند. اين سنگ نوشته عناصر تاريخی كافی برای بازسازی تاريخ هخامنشيان را داراست و همچنين در سايت مذكور دربارهٔ شخصيت كوروش هخامنشی آمده‌است كه : همهٔ نشانه‌ها بيانگر آنست كه هدف كوروش از جنگ و كشور گشایی ايجاد يك جامعهٔ جهانی مبتنی بر امنيت و آرامش و دور از جنگ و ويرانگری بوده‌است. كوروش در لشكركشيها و پيروزيهايش با ملل مغلوب در نهايت بزرگواری رفتار كرد و عناصر حكومتي پيشين را مورد بخشايش قرار داده در مقامهايشان ابقا كرده مطيع و منقاد خويش ساخت. ‌كوروش بزرگ با ايمان استواری كه به اهورامزدا داشت جهانگشايی را به هدف برقرار كردن آشتی و امنيت و عدالت و از ميان بردن ستم و ناراستی انجام ميداد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود كه داستان رأفتش به همه جا رسيده بود.

‌شايان ذكر است که پاسارگاد نام يک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده كه مورد علاقه و توجه جهانيان بويژه علاقه‌مندان به ميراث ملل می‌باشد،‌بر اين مبنا استانداری و وزارت كشور بعد از تصميم به ايجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و ياد پاسارگاد در سطح ايران و جهان ترجيح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جديدالتأسيس قرار دهد»از طرف ديگر بانيان احداث مجموعهٔ پاسارگاد ، دولت هخامنشی بوده‌است كه مسئولين محترم وزارت كشور و استانداری با تأسيس بخش هخامنش در برجسته‌تر نمودن آثار كوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان داده‌است چرا كه فرزندان هخامنش پس از كسب قدرت و تشكيل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئيس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری كرده‌اند و اين امر نشان دهندهٔ احترام و جايگاه بلند هخامنش در بين قبائل پارس بوده‌‌است كه مسئولين محترم وزارت كشور و استانداری فارس با نكته سنجی و ظرافت تمام اين مسئله را مورد توجه قرار داده‌اند.

شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده‌است (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:

  • آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛
  • تل تخت (یا «تل تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛
  • مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه R)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).
  • در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده‌است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.

محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده‌است، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده‌است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقیمانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند

مهم‌ترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کوروش کبیر است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های عظیم، که درازای بعضی آن‌ها به هفت متر می‌رسد، ،ساخته شده‌است.

تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی، به هم پیوسته بوده‌، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را تعمیر کرده‌اند.

بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد:

  • سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است.
  • اتاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد.

پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی تشکیل شده‌است، که از آن‌ها اولی به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد آخری ۵۷٫۵ سانتی متر هستند. ارتفاع کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته‌است.

خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. تا حدود صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های باقی مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کنده‌کاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند.

پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. در حمله اسکندر مقدونی، یک شخص مقدونه‌ای در این آرامگاه را شکسته و اشیای آن را تاراج کرده و کالبد را گزند رسانده بود.[نیازمند منبع]

در شیب سقف آرامگاه دو حفرهٔ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند.

آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی مقدس به شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و «مشهد مادر سلیمان» می‌خواندند


نویسنده : شیدا | ساعت 13:43 روز پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
| لینک ثابت